خرد کردن فواره میلیون لس آنجلس آشپزخانه

خرد کردن: فواره میلیون لس آنجلس آشپزخانه لس آنجلس آشپزخانه آنجلینا جولی آنجلینا جولی

گت بلاگز اخبار گوناگون در همین بیمارستان حداقل ۴۰۹ جسد معاینه کردم

«نیم‌ساعت بعد از زلزله ۲۰۰ جسد به بیمارستان انتقال یافته شد. ۴۰۰ کشته‌ای که اعلام می‌کنند، تنها آمار قربانیان سر پل ذهاب هست. جسد تعداد زیادی از روستایی‌ها به ش

در همین بیمارستان حداقل ۴۰۹ جسد معاینه کردم

در همین بیمارستان حداقل ۴۰۹ جسد معاینه کردم

عبارات مهم : زلزله

«نیم ساعت بعد از زلزله ۲۰۰ جسد به بیمارستان انتقال یافته شد. ۴۰۰ کشته ای که اعلام می کنند، تنها آمار قربانیان سر پل ذهاب هست. جسد تعداد زیادی از روستایی ها به شهر نرسید. همان جا خاکشان کردند و در آمارها هم نیامد.»

به گزارش شهروند؛ «زلزله که آمد همه محاسبات عوض شد؛ همه آن چه تا قبل از وقوع زمین لرزه آینده نگری شده است بود، به هم ریخت. نمونه اش بیمارستان سر پل ذهاب کرمانشاه هست؛ همان که تخریبش در صدر ویرانی های سر پل ذهاب کرمانشاه در پی زلزله اخیر بود. بیمارستان پناه بیماران است و یکشنبه شب همین پناهگاه برایشان تبدیل به جهنم شد. زلزله که آمد، سقف ریخت، برق رفت، آب قطع شد، بیماران چه آنها که خوابیدن بودند، چه آنها که سر پایی مشغول درمان بودند، وحشت زده به در شیشه ای هجوم بردند. تقلا جهت خروج بود، از جایی که هر لحظه اش می توانست فوت را جهت ساکنانش رقم بزند.

در همین بیمارستان حداقل ۴۰۹ جسد معاینه کردم

وضع نابه سامان بود بعد از زلزله. آنها که پا داشتند فرار کردند و آنها که زندگی ارزش در بخش مواظبت های خاص به دستگاه قفل بود، بی پناه ماندند. آن شب پزشکان و پرستاران بیمارستان شهدای سر پل ذهاب که تنها بیمارستان شهر است تا صبح چه تجربه ها از سر گذراندند؛ تجربه هایی آن قدر تلخ که مهرداد کرمی که پرستار ۲۳ساله بیمارستان هست، هنوز چشم هایش از خستگی و زحمت سه روزه سرخ است و هنگامی که از وانت جسدها و هجوم مردم به بیمارستان و خبر فوت خانواده های ۵ و ۱۰ و ۲۵نفره حرف می زند، زبانش می گیرد. صحنه انتقال جسد کودکان شاید تلخ ترینشان باشد. کرمی حالا کنار همکارانش زیر چادری که تبدیل به اورژانس شده است فعالیتش را ادامه می دهد. او اهل جوانرود کرمانشاه است و در این سه روز تنها یک وعده غذا خورده، دو ساعت کمتر خوابیده و نمی داند با حجم اتفاقات تلخ سه روز گذشته چه کند.

او در گفت و گو با «شهروند» در محل برپایی بیمارستان صحرایی، از تجربه اش می گوید.

«نیم‌ساعت بعد از زلزله ۲۰۰ جسد به بیمارستان انتقال یافته شد. ۴۰۰ کشته‌ای که اعلام می‌کنند، تنها آمار قربانیان سر پل ذهاب هست. جسد تعداد زیادی از روستایی‌ها به ش

چند وقت می شد که در بیمارستان شهدا فعال بودید؟

حدود سه، چهار ماه.

در کدام بخش مشغول به کار بودید؟

من پرستار اورژانس بودم. مدرک کارشناسی پرستاری دارم.

در همین بیمارستان حداقل ۴۰۹ جسد معاینه کردم

وقتی زلزله آمد، بیمارستان چه وضعی داشت؟

بیمارستان بودم، شیفت کاری ام بود. کل بیمارستان شهدا که دولتی هست، یک طبقه بود و بخش های زایمان، اورژانس و مواظبت های خاص داشت. بیمارستان شهدا خیلی تخصصی و مجهز نیست و دکتر متخصص در بسیاری از رشته ها ندارد.

بیمارستان چندتخته بود؟

«نیم‌ساعت بعد از زلزله ۲۰۰ جسد به بیمارستان انتقال یافته شد. ۴۰۰ کشته‌ای که اعلام می‌کنند، تنها آمار قربانیان سر پل ذهاب هست. جسد تعداد زیادی از روستایی‌ها به ش

نزدیک به ۸۰ تا ۱۰۰تخت داشت.

زمانی که این اتفاق رخ داد، همه بخش ها و تخت ها پر بود؟

در همه بخش ها بیمار بود. البته اتفاقی که افتاد این بود که زلزله به هیچ کدام از بیماران صدمه نزد حتی یک خراشیدگی برنداشتند.

در همین بیمارستان حداقل ۴۰۹ جسد معاینه کردم

کدام بخش بیمارستان آسیب دید؟

بخش هایی از بیمارستان تخریب شد؛ به عنوان نمونه سقف کاذب اورژانس ریخت؛ همان بخشی که بعدا ساخته و رویش سیم کشی انجام شده است بود. در کنار آن اورژانس کمکی اربعین هم که به تازگی ساخته بودند، ریخت.

بعد از زلزله چه اتفاقی جهت بیماران افتاد؟

خودشان به سمت درهای خروج فرار کردند. آنهایی که به دستگاه وصل بودند هم ما با دستگاه بیرونشان آوردیم و بعضی را که حالشان بهتر بود از دستگاه جدا کردیم.

حدودا چند نفر در بخش مواظبت های خاص خوابیدن بودند؟

آنهایی که به دستگاه وصل بودند تقریبا دو نفر بودند.

بعد از زلزله چه شد؟

همان نیم ساعت اول حداقل ۲۰۰جسد به محوطه بیمارستان انتقال یافته شد.

چرا بیمارستان؟

چون مردم نمی دانستند که عزیزشان زنده است یا مرده. ما معاینه می کردیم.

چند نفر در بیمارستان بودند؟

هر بخش نزدیک ۳۰، ۴۰بیمار داشت. نزدیک ۷۰بیمار به طور کلی در بیمارستان بودند.

الان بیمارستان قابل استفاده نیست؟

قابل استفاده ولی ناایمن است و ممکن است با کوچک ترین تکانی بریزد. به هر حال سقف بعضی از بخش ها ریخته بود. بعد از اتفاق حداقل هر نیم ساعت یک بار بعد لرزه می آمد.

الان این چادرها چیست؟

اینجا بیمارستان صحرایی است در محوطه بیمارستان. البته تازه امروز این چادرها را گذاشتند. تا دیروز بیماران و مصدومان زیر آفتاب و در فضای باز معاینه و بخیه می شدند.

ظاهرا این جا تنها بیمارستان شهر است.

بله و پرسشها زیادی دارد. خود این بیمارستان ۱۶ سال طول کشید تا ساخته شود. سال ۸۷ باز شد.

و هیچ مشکلی هم نداشت؟

آن طور که سایر پرسنل می گویند، هر سال بازرس و ناظر دیدار می کردند.

شرایط بیمارستان بعد از زلزله چطور شد؟

ببینید، یک خبر آمد که گفتند پرستاران و پزشکان فرار کردند. اصلا این طور نبود. من خودم مصدومان را در خیابان ویزیت می کردم. از نظر معنوی خیلی به ما فشار آمد. آن همه جسدی که انتقال یافته شد، وانت هایی که پر از جسد بود. پدری آمد که چهار عضو خانواده اش همه فوت کرده بودند. از ما پرسید چه بر سرشان آمده؟ گفتم خدا صبرت بده. گفت یعنی حتی یک نفرشان هم برایم نماند؟ دلم برایش آتش گرفت. یا به عنوان نمونه در منزل ای ۲۵نفر جان داده بودند زیر آوار. ظاهرا دور هم جمع شده است بودند. ما از این موارد زیاد داشتیم. خودم حداقل ۴۰۹جسد معاینه کردم در همین بیمارستان ولی در آمارها گفتند ۴۰۰ و خرده ای کشته؛ در حالی که جسد روستایی ها به شهر نرسید، همان جا خاکشان کردند و در آمارها هم نیامد؛ به عنوان نمونه روستایی با ۳۰۰نفر جمعیت می گفتند زیاد از ١٠٠ نفرشان کشته شده است اند یا از یک خانواده ۱۰نفره هیچ کس نمانده بود.

بیشترین علت فوت چه بود؟

ضربه به سر. زیاد جسدها با مردمک های باز جهت ما آورده می شد که نشان می داد فرد بر اثر ضربه به سر جان باخته. البته در روستاها زیاد علت مرگ، خفگی است.

دیدن این صحنه ها شوک آور نبود جهت شما که مشغول درمان بودید؟

خیلی. وحشت زده شده است بودیم، با این حال باید به آنها می رسیدیم. اگر ما خودمان می مردیم چه کسی به آنها می رسید. بعد از زلزله ۲۰ثانیه طول نکشید که برگشتم بیمارستان تا سرم و دارو و تجهیزات بیاورم. همه پرسنل هم همین کار را کردند. متاسفانه نیروهای کمکی خیلی دیر به ما رسید. ساعت از دو شب گذشته بود که نخستین گروه آمد. ما فقط ۱۰ نفر بودیم با این حجم مراجعه. این شرایط جهت من که تازه کار بودم وحشتناک بود؛ جهت پرستار با ۲۰ سال سابقه هم همین طور بود. من و سایر پرستاران ۶ ساعت داخل بیمارستان بودیم تا تجهیزات و دارو بیاوریم. هر چند که خیلی از داروها و تجهیزات از بین رفت.

گروه های داوطلب چطور؟

خیلی داوطلب نداشتیم. شاید ۲۰نفر. تعدادی دانشجوی پزشکی از کرمانشاه آمدند و گروهی از لرستان و اصفهان اعزام شدند.

الان وضع بیمارستان چطور است؟

نه برق دارد نه آب. دارو و تجهیزات هم از بین رفته. خودمان هم خیلی فشرده کار می کنیم. الان سه شب است که دو ساعت نخوابیدیم چون کار زیاد هست، این جا به شدت سرد هست. ما نه چادر داریم نه پتو. روز اول از بیمارستان بیرون می آمدیم. مردم روپوش ما را که می دیدند به ما حمله می کردند. می درخواست کردند ما را به مصدومشان برسانند. یک بار می درخواست کردند من را کتک بزنند. ما در بیمارستان متخصص نداریم، نه مغز و اعصاب نه ارتوپد. کلا جراح نداریم.

در این چند روز تلخ ترین صحنه ای که داشتید، چه بود؟

هیچ چیزی تلخ تر از زلزله نیست. ناراحت کننده ترین صحنه این چند روز انتقال جسد کودکان بود. صحنه دیگری هم بود که به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم، آن هم نوزادی بود که لای پتو پیچانده شده است بود و به عنوان بالش زیر سر مادر گذاشته شده است بود. من پنجه های فرزند را دیدم، پرسیدم این چیست؟ گفتند بالش. پتو را باز کردم نوزاد بود که بر اثر خفگی کبود شده است بود.

بیشتر اجساد انتقال یافته شده است متعلق به زنان بود یا مردان؟

بیشتر مرد بودند.

بیماران بدحال را چه می کنید؟

آنها را اعزام می کنیم به کرمانشاه. در این مدت هم اعزام به بیمارستان زیاد داشتیم. اعزام ها با هلی کوپتر انجام می شود. زمین فوتبالی در این نزدیکی است که هلی کوپتر همان جا می آید و بیمار را با آمبولانس به هلی کوپتر می رسانیم. این جایی هم که تبدیل به بیمارستان صحرایی شده است محل فرود هلی کوپتر است.

رئیس بیمارستان الان چه وضعیتی دارد؟

رئیس بیمارستان در این مدت خیلی زحمت کشید. نه فقط او که تمام پرسنل؛ به عنوان نمونه سوپروایزرمان رفتگری می کرد یا پرستاری داریم که از بس بخیه زد، خودش دیگر الان تبدیل به جراح شده است است.

الان زیاد بیماران به چه علت مراجعه می کنند؟

سرماخوردگی، اسهال، استفراغ و کوفتگی بدن. اگر اسکان این افراد به درستی انجام نشود، زلزله زدگان در این سرما بیمار می شوند، از سوی دیگر آب آلودگی دارد.

این بیمارستان صحرایی چه بخش هایی دارد؟

اورژانس، زنان و زایمان، داروخانه هم داریم.

الان مشکلی در تأمین دارو ندارید؟

نه، از داروهای خود بیمارستان آسیب دیده استفاده کردیم. داروهای یخچالی آوردیم، قرص های مُسکن، سرماخوردگی یا دارو جهت بیماران مبتلا به دیابت.

واژه های کلیدی: زلزله | انتقال | اورژانس | کرمانشاه | کرمانشاه | بیمارستان | بیمارستان | اخبار گوناگون


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs